الشيخ محمد علي الگرامي القمي
27
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
حركت تجدد است ، ولى خود مقوله بالذات تجدد نيست ، معانى « كم » ، « كيف » و « جوهر » و . . . تجدد نيستند ، بلكه حركت در آنها تجدد و حركت است . البته ناگفته نماند كه حركت در « فعل » و « انفعال » را به خود مقوله معنى كردهاند و لذا گفتهاند . حركت در فعل و انفعال راه ندارد . واقعيت اين است كه حركت همچون مسأله « حدوث و قدم » و « عليت و معلوليت » از خصوصيات وجود است و ويژگىهاى وجود نبايد با مقولات خلط گردند ، مقولات از سنخ ماهيات هستند و اين ويژگىها ، مربوط به وجود مىباشند . تعريف حركت « 1 » براى حركت تعاريف مختلفى ارائه شده است كه ما برخى از آنها را ذكر مىكنيم : تعريف اول : حركت عبارت است از خروج از قوه به فعل به طور تدريجى ، و يا خروج از قوه به فعل « لا دفعة » و يا . . . « يسيراً يسيراً » . « 2 » مقصود از « قوه » آن حالت استعدادى است كه در شىء وجود دارد و بدان وسيله مىتواند به كمالات بعدى برسد . و مراد از « فعليت » همان كمالاتى است كه شىء به آن رسيده است . و حركت خروج تدريجى و غير دفعى از قوه به سوى فعليت است . شيخ الرئيس به اين تعريف اشكال كرده ، آن را نپذيرفت و در كتاب
--> ( 1 ) - گرچه براى حركت تعاريفى ذكر كردند ولى اين مطلب بدان معنا نيست كه حركت ماهيت است ، چه اين كه حدوث و قدم و . . . را هم تعريف نمودهاند ، با اين كه آنها مقوله نيستند ، پس حركت را هم مقوله به شمار نمىآوريم ( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 22